مدح و شهادت حضرت حمزه سیدالشهدا علیهالسلام
هـمیـشه قـوّت قـلـب تـمـام لـشکـر بود امیـرِ صـف شکـن جـنـگ نابرابر بود زمـانـه سـردتـر از سـرد میشد اما او هـمـیـشـه مـایـۀ دلـگـرمـی پـیـمـبر بود به کـوری هـمـه هـنـدهـای ایـن عــالـم رشید بود و جگر داشت، یک دلاور بود رسید و کوه احد را به یک نظر لرزاند اگر غلط نکـنم قوم و خویشِ حیدر بود میان معـرکه هرچند ذوالـفـقـار نداشت خـم دوابـروی او ذوالـفـقـار دیگـر بود قدم قـدم شده جـنگ، رنگ دشمن زرد چـقـدر مثل علی حمله میکند این مرد گـرفـتـه جـذبـۀ نـامـش تـمام مـیـدان را زمـیـن زده کـمـر قـوم نـامـسـلـمـان را خـبـر دهـیـد هـمـان شـیـر آمـده، آنکـه شکـسـته فـرق ابوجـهـلهای دوران را گرفته است دو شمشیر در نبرد به دست گـریز داده یکی جـسم را یکی جان را علی و حـمزه، بنازم به عرصۀ جنگی که جلوهگر شده طوفانِ پشت طوفان را شـبـیه شـیر حـق، آمـادۀ شکـارست او به جنگ بدر قسم، ماهِ روزگارست او چـنـان به شـانه عـلم بعد او نهاده علی که با وجـود نـود زخـم، ایـسـتاده عـلی به تیغ ابروی مستش قسم که در پیکار نکرده است ز شـمـشـیر استـفـاده علی به حفـظ جان پیـمبـر موظف است اگر ز داغ پر زدنِ حـمـزه جان نداده عـلی علی و حرف نود زخم معنیاش این است که بعد حمزه نجنگـیده است ساده علی صدا زدند: نبی کشته شد؛ خیالات است بگو پـیـمـبر ما خـوانـده است نـادعـلی دوباره خار به چشم، استخوان میان گلوست فقط اشاره به تاریخ میکـنم ای دوست |